الشيخ محمد جواد الخراساني
65
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
و چون پيش گذشت كه علت سلب اين انتفاعات تا حدى تقصير و كوتاهى خود خلق است و جهات ديگر نيز با وى ضميمه شده پس غيبت بر حضور رجحان يافته . ثالثا : در جواب اشكال اهمال ، خصم را بين دو امر مردد مىكنيم ، مىگوييم : اگر خصم از اهل سنت و رقيبان مذهب ما است ، اين اشكال بر او نيز وارد است ، زيراكه اين مقدار از فترت و مهلت با بودن اين مقدار از حجت ، اگر اهمال است ! پس اين اهمال بر عقيدهء او نيز هست بلكه بيشتر است ، زيراكه او معتقد است كه مهدى عيسى است ، يا اينكه غير او است و ليكن در وقت قيام متولد خواهد شد ، پس بنابر عقيدهء او بعد از پيامبر يا لا اقل بعد از خليفهء چهارم كه امير المؤمنين عليه السّلام است ، فترت و مهلت واقع شد پس مدت اهمال او بيشتر است . و اگر خصم خارج از اسلام است و اهل كتاب است ، اهمال و فترت او نيز بيشتر است و اگر طبيعى و بىدين است با او بايد در اصل دين بحث كرد نه در فروع . اشكال چهارم : [ در وجود امام غائب و اعتقاد به او چه فايدهاى وجود دارد ؟ ] گفتند : چه فايده است در وجود امام غائب و اعتقاد به چنين امامى چه اثرى دارد ؟ جواب : اما اعتقاد به امام غائب متوقف بر وجود فايده نيست . اعتقاد به امام مدخليت در ايمان دارد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاليّة » « 1 » آنكه بميرد و امام وقت خود را نشناسد به مردن جاهليت مرده . و ديگر : ايمان به غيب در نزد خداوند از امور مهمه است . خداوند فرمود : الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ . « 2 » و تأثير بزرگى در ايمان و اخلاص دارد . اعتقاد به ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ و سؤال قبر و آنچه راجع به معاد است ، همه از ايمان به غيب است و در ثبات در استقامت و از حدود خارج نشدن و طغيان نكردن اثر عظيم دارد . به عينه همين آثار در اعتقاد به امام غائب است . مسلّم وقتى كه بداند كه امام او موجود است و بر اعمال او حاضر و ناظر است ،
--> ( 1 ) - اصول كافى 1 / 425 . ( 2 ) - بقره 3 .